العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

386

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

مردم با اطلاع بود نقل مىكند كه گفت : به متوكل بن معتصم خبر رسيد : اهل شهرها براى زيارت امام حسين عليه السلام در نينوا جمع ميشوند و خلق كثيرى بسوى قبر حسين ميروند . متوكل يكى از افسران خود را با گروه كثيرى از لشكر فرستاد تا قبر حسين را نبش و خراب كنند و مردم را از زيارت و اجتماع كردن نزد قبر امام حسين جلوگيرى نمايند . آن افسر متوجه كربلا شد و مأموريت خود را انجام داد . اين موضوع در سنهء - 237 - قمرى انجام گرفت . اهل باديه بر او شورش و در اطراف وى اجتماع كردند و گفتند : اگر ما تا آخرين نفر كشته شويم كسى كه از ما باقي بماند از زيارت قبر حسين خوددارى نخواهد كرد . آن مردم معجزات و دلائلى از قبر حسين ديده بودند كه اين استقامت را داشتند . آن افسر جريان را براى متوكل نوشت . متوكل در جوابش نوشت تا دست از آن مردم بردارد و متوجه كوفه شود و اين طور وانمود كند كه به منظور اصلاح و اوضاع اهل كوفه بكوفه ميرود ، و سپس از كوفه به مصر بر گردد . جريان قبر و زوار امام حسين به همين نحو بود تا سنهء - 247 - قمرى فرارسيد نيز بمتوكل خبر رسيد : اهل باديه و كوفه به زيارت قبر مقدس امام حسين عليه السلام ميروند ، و جمعيت آنان زياد شده و اين موضوع براى آنان بازار بزرگى گرديده است ، متوكل براى دومين بار افسرى را با لشكر فراوانى بسوى كربلا اعزام نمود و دستور داد تا منادى ندا كند : كسى كه قبر حسين را زيارت نمايد ذمهء خليفه از او برى خواهد بود ، سپس قبر حسين را خراب و آن را كشت و زرع و مردم را از زيارت آن محروم نمود ، متوكل آل ابى طالب و شيعيان را تحت تعقيب قرار داد و شهيد كرد ، ولى به كليهء آن جناياتى كه در نظر داشت نائل نگرديد . 6 - نيز در همان كتاب از عبد اللَّه بن رابيهء طورى نقل مىكند كه گفت : من در سنهء - 247 - قمرى حج بجاى آوردم و از مكه متوجه عراق گرديدم ، بعدا قبر حضرت علي بن ابى طالب را در حالى كه از سلطان خائف بودم زيارت كردم ، سپس متوجه